تبلیغات
آبی بزرگ
آبی بزرگ
شما وارد وبلاگ شخصی شده‌اید!!!... لطفا دور بزنید!
پنجشنبه 10 دی 1388

نمیگم بار گران بودیم و رفتیم / نمیگم نامهربان بودیم و رفتیم/ آخه اینها دلیل محکمی نیست/میگم با دیگران بودیم و رفتیم

پنجشنبه 10 دی 1388

نوع مطلب :
نویسنده :M D

خب من یه وبلاگ جدید زدم اگر دلتون خواست اونجا بیاید.

ولی بهتره قبلش به این وبلاگ برید و نظر هم بدید .



http://massi-tanha.blogfa.com/ = وبلاگ ( تنها تر از تنهایی) خیلی زیباست حتما برید و نظر بدید.


http://spectre.persianblog.ir/= وبلاگ جدیدم

ممنون بای




یکشنبه 6 دی 1388

نه... دل به دل را نداره

یکشنبه 6 دی 1388

نوع مطلب :دست نوشت ها، 
نویسنده :M D

سوختم و آب شدم به پات 
امروز و فردا نداره 
خوشت میاد ببینی ، نه ؟
كشتن تماشا نداره 
قهر می كنی ، ناز می كنی 
ناز می كشم ، آشتی كنی
قصه كه نیس ، حقیقته 
دروغ و دعوا نداره 
ضرب المثل دروغ می گه 
 نه ... دل به دل را نداره 
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره 
دوره زمونه دوره ی حرفای عاشقانه نیست 
صحبت پول و شهرته ، صحبتی از ترانه نیست 
یه روز منو خواسته بودی ، یه روز خیلی خوب دور 
امروز چه راحت نمی خوای ، من بد شدم بهانه نیست 
ضرب المثل دروغ می گه 
 نه ... دل به دل را نداره 
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره 
اگه بفهمن عاشقی ، همه بهت بد می كنن 
نسبت دیوونه می دن دست تو رو رد می كنن
اگه بخوای بجنگی با دستای شوم سرنوشت 
با هر چی آدمك دارن ، راه تو رو سد می كنن
ضرب المثل دروغ می گه 
 نه ... دل به دل را نداره 
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره 
بفهمه عاشقش شدی هی با تو بازی می كنه 
دیوونه ، آزار اونم با تو رو راضی می كنه ؟
رفتی كجا در می زنی ،اون خود یه رات نمی ده 
غریبه جای اون باشه مهمون نوازی می كنه 
ضرب المثل دروغ می گه 
 نه ... دل به دل را نداره 
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره 
كافیه چیزی بدونه ، كار تو دیگه مردنه 
دیگه وظیفت اسمشو ، با صدتا جون آوردنه 
یه بازی یك طرفس ، كه آخرش مشخصه 
همیشه بازنده تویی ، سهم اونم كه بردنه 
ضرب المثل دروغ می گه 
 نه ... دل به دل را نداره 
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره 
اگه بگی دوسش داری ، اون تو رو یادش نمی یاد 
فرقی نداره كه چه قدر چه كم بدونه ، چه زیاد 
باید هنرپیشه باشی تا نقشو خوب بازی كنی
 یعنی كه وانمود كنی یه جور ازش بدت بیاد 
ضرب المثل دروغ می گه 
 نه ... دل به دل را نداره 
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره 
عاشق دیگه تو عصر ما هیچ جایی حرمت نداره 
انگار كسی نمره ی خوب واسه شجاعت نداره 
شاید یه جوری شده كه هیچ آدمی تو عصر ما 
برای انتخاب شدن ، اصلا لیاقت نداره 
ضرب المثل دروغ می گه 
 نه ... دل به دل را نداره 
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره 
رنگ گل دسته گلا ، فقط رز زرده همین 
عاشق هر كس كه بشی عاقبتش درده همین 
هر كی یه گمشده داره ، تمام دلخوشیش اینه 
اگر یه روز معجزه شه ، اگر كه برگرده همین 
ضرب المثل دروغ می گه 
 نه ... دل به دل را نداره 
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره 
زمونمون عوض شده ، دوره نفرینه و جنگ
 زیاد شدیم ، زیاد شده آدم بدرنگ و دو رنگ 
 قلب كوچیك عاشقو با یه اشاره می شكنه 
اون كسی كه دوسش داره ، با تیر كمون با چوب و سنگ 
ضرب المثل دروغ می گه 
 نه ... دل به دل را نداره 
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره 
تا بدونه عاشقشی می ره و پیدا نمی شه 
می گی می خوام ببینمت می گه نه حالا نمی شه 
با هدیه ی تولدش می خوای یه جوری ببینیش
می خوای یه جوری بفرست ببخشید اما نمی شه 
ضرب المثل دروغ می گه 
 نه ... دل به دل را نداره 
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره 
اگر كه حدسم بزنه نمی دونی چیكار كنی
عاشقی خب ، مگه می شه از عاشقی فرار كنی ؟
فكر می كنی اون بدونه خیلی كارت راحت تره 
حتی تو رویاهات می خوای كه اونو بی قرار كنی
ضرب المثل دروغ می گه 
 نه ... دل به دل را نداره 
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره 
هر جوری كه بود چه خوب چه بد ، آروم شدی 
 یه كم گذشت و دیدی كه مردی دیگه ، حروم شدی 
 یه روزی چش وا می كنی كه خودتم نمی شناسی 
فقط تو اینه می بینی آخرشه ، تموم شدی 
ضرب المثل دروغ می گه 
 نه ... دل به دل را نداره 
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره 
تو عاشق كسی می شی كه عاشق غریبه هاس 
گریه و زاری می كنی می گی امیدت به خداس
درسته اما اون كه تو شبا براش زار می زنی 
راهش و كارش و دلش ، حسابی از شما جداس
ضرب المثل دروغ می گه 
 نه ... دل به دل را نداره 
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره 
خوش به حال معشوقایی كه بویی از قدیم دارن 
تو اعتقادشون شگون ، برای یا كریم دارن 
معشوقای زمون ما چون عاشقو بسوزونن 
واسه دل اون طفلكی یه عالمه گریم دارن
ضرب المثل دروغ می گه 
 نه ... دل به دل را نداره 
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره 
ضرب المثل كاش راس بود و دلا به هم یه راهی داشت 
اون كه واسه تو ماه شده ، ای كاش كه روی ماهی داشت 
كاش عاشق بیچاره ای كه بی دلیل اسیر می شه 
یه روز یه كاری كرده بود ، یه جرمی یه گناهی داشت 
ضرب المثل دروغ می گه 
 نه ... دل به دل را نداره 
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره 
كاش واسه بیراهه ی دل ، یه جا یه راه چاره بود 
كاش كه علاجش عین قبل ، دعا و استخاره بود 
كاش واسه هر عاشقی كه شبا پی ستارشه 
تو دنیا محض دلخوشی ، یك شب پر ستاره بود 
ضرب المثل دروغ می گه 
 نه ... دل به دل را نداره 
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره 
ای عاشقای بی گناه ، ما همه زرد و بی كسیم 
تنهاییم عین آسمون ، آواره ایم عین نسیم 
همه باید یاد بگیریم كه مثل مجنون بزرگ 
عاشق هر كسی بشیم ، آخر بهش نمی رسیم 
ضرب المثل دروغ می گه 
 نه ... دل به دل را نداره 
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره




دوشنبه 23 آذر 1388

خود کشی

دوشنبه 23 آذر 1388

نوع مطلب :دست نوشت ها، 
نویسنده :M D


اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. یعنی در این عمل فرد اونقدر خودشو می‌کشه که میمیره و این خود کشتن به علت وارد آمدن مصایب و رنج‌های فراوان یا بالعکس صورت می‌گیره
به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نیست ولی بسیار هیجان انگیزه و به یه بار امتحانش می‌ارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اینکه چند بارش هم مردم ولی همچین بگی نگی بدم نیومد
برخلاف نظر خیلیها که می‌گن خودکشی خیلی راحت و سهله باید بگم نخییییییییر... اونجوریام نیست. هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشی هم جدا از این مطلب نیست
اول از همه اون کسایی که می خوان خودکشی کنن رو دسته‌بندی می‌كنیم

کسی که در عشقش شکست خورده
کسی که ور شکست شده
کسی که از زندگی خیر ندیده
کسی که بدجوری روش فشار اومده
کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببینه
و خلاصه هر کسی که یه جورایی به آخر خط رسیده
افراد بالا، به هرحال مستقیم به جهنم می‌رن، ولی خدا همشون رو رحمت کنه
شما جزو كدامیك از دسته‌های بالا هستید؟ 
اگه هستید ادامه مطلب رو بخونید و گرنه یه دسته جدید برای خودتون ببازید و بعد بقیه شو بخونید
حالا فرض می‌کنیم: طرف تنها میاد توی یه اتاق و در رو قفل می‌كنه و عزمشو برای خودکش جزم می‌كنه. به دور برش نگاه می‌كنه و این وسایل رو می‌بینه 
طناب
سیخ کباب
کبریت آغشته به بنزین
قرض دیاز پام
آمپول هوای تهران
دندون مصنوعی حاج خانمشون
لوله گاز
پاکت نایلون
چاقوی میوه بری
نخ کاموایی
سوزن لحاف دوزی
تیغ ریش تراشی مصرف شده
مرگ موش
خب... برای شروع بد نیست
ولی نظرتون رو به یه موضوع مهم ولی پیش پا افتاده، جلب می‌كنم: «تصویر و قیافه و دیسیپلین شما بعد از مردن خیلی مهمه
فرض کنید درب اتاق شما رو می‌شکنن و شما رو در حالتی پیدا می‌کنن که از یه طناب از سقف آویزونید و دارید مثل پاندول ساعت تاب می‌خورید و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتیول از دهنتون آویزونه و صورتتون سیاه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شیمیایی شلوارتون هم خیسه 


نه... خودتون جای تماشاگرا باشین، حالتون بهم نمی‌خوره؟ احساس انزجار بهتون دست نمی‌ده؟
قیافه شما بعد از خودکشی باید از همیشه معصومانه تر... از همیشه زیباتر و از همیشه دوست داشتنی‌تر باشه تا دل همه حسابی بسوزه
با این حساب، دور حلق آویز کردن... خودسوزی... و خفه‌گی با گاز رو خط بگیرید
یه بنده خدایی از دوستان، خیلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش یه ابتکاره
ایشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای دیگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد

فقط بدی کارش این بود که هیچکس بعد از مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بیرون نکشید... چون به هر حال کار کثیفیه. حالا خودتون قضاوت کنید. این خودکشی ترحم کسی رو بر می انگیزه؟
یا اونایی که روی سرشون نایلون می‌کشن و دور گردنشون روی نایلون رو با طناب می‌بندن و یا اونایی که خودشون رو جلوی ماشین میندازن و له می‌شن... اینا همشون دیوونه‌ان
خودکشی ایده‌آل خودکشی است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثیرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و باشه 
ژاپونی‌ها یه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به این صورت که یه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سینه فرو می‌کنن توی قلبشون. البته این کار یه کم درد داره. یه جورایی حس می کنید که توی سینه تون آب جوش داره قل می‌زنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بدیش اینه که حتما می‌میرید
در صورتی که خودکشی وقتی خوبه که شما نمیرید

اول خوب فکراتونو بکنین بعد خودتونو بکشید 
یه موضوع مهم توی خودکشی، پشیمونی دیرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسایی که خودشون رو می‌کشن، وسط یا آخر کار پشیمون می‌شن و این در حالیه که هیچ راهی برای برگشت نیست. یه یارویی برای خودکشی یه تیکه پارچه رو گلوله می‌کنه و فرو می‌کنه توی حلقش و با ته گوشکوب میده بره پایین ولی همون لحظه پشیمون می‌شه و این درحالیه که داره خفه می‌شه... یارو می‌دوه بیرون و از شدت عجله از روی پله‌های آپارتمان پرت می‌شه پایین و می‌میره... و جالب اینکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگی
نکته مهم دیگه اینه که مدت خود کشی نباید زیاد طولانی باشه
مثلا فرض کنید در نوع رگ زدن خیلی طول می‌کشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمین و لباساتون رو هم در نظر بگیرید
یا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بمیرید بلکه خونه و بقیه رو هم بفرستید روی هوا
پس عاقلانه تر رفتار کنید
تا حالا به چند نتیجه مهم رسیدیم كه سعی كنید در خودكشی حتما این نكات را مدنظر قرار دهید
زمان خودکشی رو درست انتخاب کنید. (بهترین موقع بعد از ظهر ساعت شش
مبادا بعد از خودکشی از ریخت و قیافه بیفتید
بهترین لباستونو تنتون کنید
حتما یه یادداشت بذارید و علت خودکشی رو شرح بدید و انگشت هم بزنید
خواهشا زیاد کثیف کاری نکنید
موقع خودکشی لبخند بزنید تا لبخند روی لبتون باقی بمونه 
لطفا چشاتونو باز نذارید چون خیلی وحشتناکه
یه بسته دستمال کاغذی حتما روی میزتون باشه
اتاقتونو قبل از خودکشی مرتب کنید. (پلیسا ببینن خوب نیست
رد انگشتتونو همه جا بمالید تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتید
یه جوری خودکشی کنید که دوباره بشه زنده تون کرد
دلیلتون برای خودکشی قانع کننده باشه
برای مسایل عشقی خودکشی کردن کار الاغاست... بلانسبت شما
قبل از خودکشی حتما یه فال حافظ بگیرید
قبل از خودکشی استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک یادتون نره
بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشی
اگه توی دستتون یه گل سرخ باشه صحنه خیلی رمانتیکتر و رویایی‌تر به نظر میاد و اشک آور تره
در اتاق رو حتما قفل کنید که جریان هیجان انگیزتر باشه
قبل از خودکشی حتما گریه کنید . صورتتون اشک آلود باشه
خودتونو برای رفتن به جهنم رفتن آماده کنید

حالا جدید ترین و راحت ترین روشهای خودکشی

برای جنس نرینه 
«استفاده از جوراب»
تخت خواب رو آماده کنید
تمام تن و سرتونو ببرید زیر پتو
خیلی آروم نوک انگشتاتونو از زیر پتو بیرون بیارید و جوراباتونو ببرید زیر پتو
هیچ راه نفوذی برای هوا نذارید
یک ساعت بعد... شما مردید
خدا رحمتتون کنه

برای جنس مادینه
« سوء استفاده از موش» 
تخت خواب رو مرتب کنید 
برید زیر پتو 
اتاق حتما کاملا تاریک و ساکت باشه
حالا چشماتونو ببندید و فرض کنید یه موش خوشگل داره روی تنتون راه میره
خواهش می‌کنم جیغ نزنید و بدون سر و صدا از وحشت زیاد بمیرید
مرسی
توی جهنم می‌بینمتون
یه جور خودکشی که بیشتر بین شکمو‌ها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه. این نوع خودکشی خیلی حال داره چون حداقل گشنه نمیمیری! و خوبی مهم ترش اینه که به سر منزل مقصود هم نمی‌رسی و معمولا زنده می‌مونی. نمونه‌اش اینكه: یه بنده خدایی که با سی‌تا قرص دیازپام خودکشی کرد و دور و بری‌ها به هوای اینکه مرده خاکش كردند و یارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد ودید: ای دل غافل... همه جا سیاهه و یه موش هم داره انگشت پاشو می‌جوه. زنده بگوری خداییش وحشتناکه




یکشنبه 8 آذر 1388

«روزی آید که دل آزار تو باشم»

یکشنبه 8 آذر 1388

نوع مطلب :دست نوشت ها، 
نویسنده :M D

دیده ام سوی دیار تو و در کف تو

از تو دیگر نه پیامی نه نشانی

نه به ره پرتو مهتاب امیدی

نه به دل سایه ای از راز نهانی

 

دشت تف کرده و بر خویش ندیده

نم نم بوسه ء باران بهاران

جاده ای گم شده در دامن ظلمت

خالی از ضربهء پاهای سواران

 

تو به کس مهر نبندی ، مگر آندم

که ز خود رفته، در آغوش تو باشد

لیک چون حلقهء بازو بگشایی

نیک دانم که فراموش تو باشد

 

کیست آنکس که ترا برق نگاهش

می کشد سوخته لب در خم راهی ؟

یا در آن خلوت جادوئی خامش

دستش افروخته فانوس گناهی

 

تو به من دل نسپردی که چو آتش

پیکرت را ز عطش سوخته بودم

من که در مکتب رویائی زهره

رسم افسونگری آموخته بودم

 

بر تو چون ساحل آغوش گشادم

در دلم بود که دلدار تو باشم

«وای بر من که ندانستم از اول»

«روزی آید که دل آزار تو باشم»

 

بعد از این از تو دگر هیچ نخواهم

نه درودی، نه پیامی، نه نشانی

ره خود گیرم و ره بر تو گشایم

زآنکه دیگر تو نه آنی، تو نه آنی





شنبه 30 آبان 1388

بدون شرح !

شنبه 30 آبان 1388

نوع مطلب :
نویسنده :M D




یکشنبه 10 آبان 1388

موش ها می غرند !

یکشنبه 10 آبان 1388

نوع مطلب :فیلم و سینما، 
نویسنده :M D


The mouse who roared
موشی که غرید
کارگردان:کارل فورمن
با بازی پیتر سلرز

موشی که غرید یک کمدی سیاسی جذاب و خوش ساخت در هنگامه‌ی جنگ سرد و بازی موش و گربه‌ی هسته‌ای دو بلوک شرق و غرب است. این فیلم خیلی فیلم پر خرجی نبوده و البته خیلی هم نام آور نیست. خود من هم دی‌وی‌دی آن را خیلی شانسی دیدم و به خاطر علاقه‌ی شخصی‌ام به پیتر سلرز خریدم. اما الان معتقدم که یکی از زیباترین کمدی‌های سیاسی تاریخ سینمای جهان و البته یکی از خنده‌دارترین فیلم‌هایی است که دیده‌ام.

در قلب اروپا تنها یک کشور انگلیسی زبان به نام «فنویک بزرگ (Grand Fenwick)» وجود دارد. این کشور تقریبا به اندازه‌ی یک پارک بزرگ است که توسط یک جنگجوی انگلیسی مستقل شده و همه‌ی مردم این کشور از نسل او هستند. ما در فیلم مجسمه‌ی او را می‌بینیم - که در واقع تصویری از پیتر سلرز است- سیستم حکومتی این کشور مشروطه است و دوشس بزرگ گلوریانای دوازدهم (پیتر سلرز) بر این مملکت حکومت می‌کند.

صدر اعظم هم کنت مونت‌جوی (پیتر سلرز) است که ریاست مجلس مشورتی را همخ بر عهده دارد. در این مجلس ده-دوازده نفره حتی فراکسیون و حزب مخالف هم وجود دارد. این کشور یک فرمانده ارتش هم دارد به نام تولی باسکومب (باز هم پیتر سلرز) که فردی دست و پاچلفتی و نزدیک بین با حفظ سمت شکاربان کشور هم هست. ارتش(!) این کشور هم از ده- دوازده نفر از جوانان جان بر کف این کشور تشکیل شده که زره و کلاه خود بر تن دارند و سلاح رسمی آنها تیر و کمان است. منبع درآمد این کشور، تولید و صادرات نوشیدنی (مثلا دوغ) استحصال شده از باغ انگور این کشور به امریکاست.

داستان از آنجا شروع می‌شود که در امریکا نوشیدنی گراند فنویک تقلبی تولید شده و صادرات به امریکا قطع شده است. کنت مونت‌جوی پیشنهاد می‌کند که به امریکا اعلان جنگ شود و استدلال می‌کند که گراند فنویک قطعا در این جنگ می‌بازد و کشور بازنده مشمول کمک‌های انساندوستانه‌ی امریکا می‌شود. به همین منظور ارتش گراند فنویک با فرماندهی تولی باسکومب از کشور خارج شده و پس از سوار شدن به اتوبوس و کشتی به امریکا حمله می‌کند... .

می‌دانم که خیلی خلاصه‌ی داستان را زیادی نوشتم اما این متن تنها شامل ابتدای فیلم می‌شد. امیدوارم خودتان حدس زده باشید که با چه فاجعه‌ای طرف خواهید شد. به هر حال، مثل هر فیلم خوب دیگری، حیف است که این یکی را هم از دست بدهید.




چهارشنبه 29 مهر 1388

دوست داری مجری بشی ؟

چهارشنبه 29 مهر 1388

نوع مطلب :داستان های کوتاه، 
نویسنده :M D

 جنجال به پا كنید. شخصیت های جنجالی را به برنامه خود دعوت كنید و بلایی به سرشان بیاورید كه عصبانی شوند و تمام اسرار حرفه ای خود را لو بدهند؛ بعد سریعاً با افرادی كه در برنامه اسمی از آن ها برده شده تماس بگیرید و یا در صورت امكان سریعاً آن افراد را به استودیو برنامه بیاورید و بعد فقط بنشینید و یك برنامه داغ آموزنده و پر از نكات نغز ادبیات شفاهی و كتبی تماشا كنید. در پایان برنامه دو حالت وجود دارد: یا برنامه شما پر مخاطب می شود و بسیاری از ركورد های تلویزیون را می شكنید یا برنامه تان تعطیل می شود كه در هر دو صورت شهرت در انتظار شماست.

ادامه مطلب --->>>


ادامه مطلب

دوشنبه 20 مهر 1388

Imagine That

دوشنبه 20 مهر 1388

نوع مطلب :فیلم و سینما، 
نویسنده :M D

تصورش کن !

داستان فیلم در مورد دختری است که به همراه پدرش زندگی می کند اما پدر چندان وقتی برای گذراندن  با دخترش ندارد تا اینکه پدر دچار مشکلات کاری و اقتصادی می شود و این دو به هم نزدیک می شوند و پدر با کمک ذهنیت دخترش به زندگی سعی می کند در راه موفقیت قدم بردارد ...

کارگردان : کری کرک پاتریک 
نویسنده :کریس ماتسون اد سولومون
بازیگران : ادی مورفی, توماس هیدن چرچ, یارا شهیدی, نیکول آری,پارکر, راری کاکس, مارتین شین
ژانر : فانتزی درام کمدی
کشور : ایالات متحده / آلمان
استودیو : پارامونت پیکچرز
افتتاحیه : 12 ژوئن 2009
فروش کل : 20 
مدت زمان : 107 دقیقه 
امتیاز منتقدان از 100 : 54%
بودجه : 55
جمله ی تبلیغاتی : چه می شد اگر تخیلات دخترتان ... راز و رمزی برای موفقیتتان باشد ؟


 * بازیگر نقش "کودک" مقابل ادی مورفی (یارا شهیدی) یک ایرانی تبار است .

  
  

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید --->>>
 



ادامه مطلب

یکشنبه 19 مهر 1388

اخراجی ها 3

یکشنبه 19 مهر 1388

نوع مطلب :دست نوشت ها، 
نویسنده :M D


عوامل پیشنهادی:

كارگردان: كار گروهی، به اضافه بداهه‌پردازی اضافه
مدیر فیلمبرداری: استاد نورچشمیان با تشكر از همكاری صمیمانه كوجی زادوری
تهیه‌كننده: برادر كیسه‌ساز
موزیك: سرجیو شب‌خیز
بازیگران: همه قبلی‌ها به اضافه محمدرضا گلزار، نادیا دلدار، حسین پرستار و... مهناز افشار 


به ادامه ی مطلب مراجعه کنید --->>>



ادامه مطلب

شنبه 18 مهر 1388

وقتی برای شیطان دلتنگ می شویم ! قسمت دوم

شنبه 18 مهر 1388

نوع مطلب :داستان های کوتاه، 
نویسنده :M D

نگاهی به اثر مرشد و مارگریتا نوشته میخائیل بولگاكف  

شیطان گوته و شیطان بولگاكف

 

مثل یك بازی، می‌توان تاس شخصیت‌ها را به هوا انداخت و یكی را انتخاب كرد. چرا كه هركدام از شخصیت‌های رمان برای خود، رمانی عریض و طویل‌اند. من اما از میان شخصیت‌ها ابلیس را انتخاب كردم



به ادامه ی مطلب مراجعه کنید--->>>



ادامه مطلب

شنبه 18 مهر 1388

وقتی برای شیطان دلتنگ می شویم ! قسمت اول

شنبه 18 مهر 1388

نوع مطلب :داستان های کوتاه، 
نویسنده :M D

رمان "مرشد و مارگریتا"  اثری هنری, زیبا و جذاب از میخائیل بولگاکف نویسنده ی اوکراینی است.

از آثار بولگاکف می توان به :

1 - مرشد و مارگریتا " رمان "
2 - دل سگ "رمان "
3 - گارد سفید
4 - برف سیاه
5 - تخم مرغ های شوم

اشاره کرد.

(نگاهی به اثر "مرشد و مارگریتا " ) "شبی با شیطان" به ادامه ی مطلب مراجعه کنید --->>>


ادامه مطلب

جمعه 17 مهر 1388

داستان شکار چی

جمعه 17 مهر 1388

نویسنده :M D

خواننده با تجربه فوراً از كلمات جمله نخست در می یابد كه داستان نشانه هایی در مورد ساختار و نیز شخصیت اصلی به او می دهد. بسیاری ازخوانندگان(آمریكایی) از عبارت «در همسایگی Pell Street» متوجه بخشی از شهر چینی های ایالت نیویورك می شوند و این زمینه كلی و اصلی داستان است. اصطلاحات به كار گرفته شده در این داستان ساختار ویژه ای را توصیف می كنند؛ اصطلاحاتی چون «پله های غژغژكننده و تاریك»، «پاگرد كم نور»، «نوشته مبهم» ارائه كننده چیز اسرارآمیزی هستند؛ چیزی كه كاملاً قابل اطمینان نیست و شاید گمراه كننده است. این اصطلاحات، توصیف كننده كیفیت مكان ها در شركت ها و اتحادیه های شهر چینی های نیویورك است.

برای خواندن داستان به ادامه ی مطلب مراجعه کنید--->>>


ادامه مطلب

جمعه 17 مهر 1388

گواهی نامه ی رانندگی !

جمعه 17 مهر 1388

نوع مطلب :داستان های کوتاه، 
نویسنده :M D

چند روزی است كه به دلایل واهی تصمیم گرفته ایم كه گواهینامه ای بگیریم تا اگر خدای ناكرده یك روزی كارت ملی مان همراه نبود بتوانیم با نشان دادن گواهینامه از مخمصه رهائی یابیم.

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید--->>>


ادامه مطلب

جمعه 17 مهر 1388

سر پیری و هزار جور معرکه گیری !

جمعه 17 مهر 1388

نوع مطلب :داستان های کوتاه، 
نویسنده :M D

طبق معمول من چون اولین مسافر بودم نشستم جلو و چند دقیقه بعد یك جوان همراه یك دختر خانم جوان تر سوار شدند و بعد از آنها یك خانم مانتوئی كه به نظر می آمد عمری از او گذشته باشد سوار شد.(اینكه می گویم عمری ازش گذشته به خاطر این است كه نمی شود سن خانم ها را دقیق فهمید بعضا حتی خود خانم ها هم نمی دانند چند ساله هستند!! دلیلش هم این است كه چون سنشان را به كسی نمی گویند لذا اگر خودشان هم فراموش كنند دیگر معلوم نمی شود كه سنشان چقدر است!)
به ادامه ی مطلب مراجعه کنید--->>>


ادامه مطلب

جمعه 17 مهر 1388

جامعه شناسی در تاکسی !

جمعه 17 مهر 1388

نوع مطلب :داستان های کوتاه، 
نویسنده :M D

 یك گروه مطالعاتی در حوزه جامعه شناسی داشتیم. آن روز در جلسه گروه راجع به نظریه كنش متقابل نمادین «مید» و «بلومر» بحث می كردیم. جلسه گروه تمام شد و من با عجله به سمت مقصدم از دانشگاه خارج شدم. ساعت 6:20 بود كه از همت حركت كردم به سمت آزادی. انگار همه می دانستند كه من ساعت 8 باید كرج باشم ! 

به ادامه ی مطلب  بروید--->> 



ادامه مطلب

جمعه 17 مهر 1388

آقای گام

جمعه 17 مهر 1388

نوع مطلب :معرفی کتاب، 
نویسنده :M D

معرفی کتاب : آقای گام   
نویسنده : اندی استنتون

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید--->>>


ادامه مطلب

جمعه 17 مهر 1388

قسمت پنجم:طرح(بیرنگ)

جمعه 17 مهر 1388

نوع مطلب :آموزش نویسندگی، 
نویسنده :M D

قسمت پنجم:طرح(بیرنگ)
----------------------- 
طرح چیست ؟ ترتیب قرارگیری اتفاقات و حوادث داستانی بر اساس یك نظم و دو قانون علت و معلولی.
طرح در واقع چارچوب داستان را شكل میدهد . طرح همانند اسكلت یك ساختمان قبل از ساخت است .

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید--->>>


ادامه مطلب

جمعه 17 مهر 1388

قسمت چهارم: توصیف

جمعه 17 مهر 1388

نوع مطلب :آموزش نویسندگی، 
نویسنده :M D

قسمت چهارم: توصیف
-------------------------
فكر میكنید از چه راههایی میتوانیم شخصیتها : زمان و مكان فضا و حوادث داستان را برای خواننده تشریح كنیم ؟
خب توضیح میدهیم و یا اصطلاحاً توصیف میكنیم.
توصیف دوشكل عمده دارد :

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید--->>>


ادامه مطلب

جمعه 17 مهر 1388

قسمت سوم:افتتاحیه و انواع آن

جمعه 17 مهر 1388

نوع مطلب :آموزش نویسندگی، 
نویسنده :M D

قسمت سوم:افتتاحیه و انواع آن
----------------------------------- 
آیا میدانید كه اگر اولین بند یا پاراگراف داستان شما ، خواندنی باشد مخاطب را ترغیب میكند تا صفحه آخر را بخواند.
اگر خواننده پیوسته مجذوب رویدادهای نمایشی و جالب اثر شما بشود صفحه بعد را نیز میخواند...

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید--->>>


ادامه مطلب

جمعه 17 مهر 1388

قسمت دوم:نویسندگی درمانی

جمعه 17 مهر 1388

نوع مطلب :
نویسنده :M D

این مبحث رو با یك سئوال آغاز میكنم
آیا نویسندگی میتواند شیوه ای از درمان باشد؟
جواب مثبت است . در واقع همه اشكال ابراز وجود جنبه درمانی دارد و همه می دانیم كه هم اكنون در علم روانشناسی از این خصوصیت ( نوشتن ) برای معالجه و درمان بعضی از امراض روحی و روانی استفاده می شود.

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید--->>>



ادامه مطلب

جمعه 17 مهر 1388

قسمت اول:زاویه دید (نظرگاه)

جمعه 17 مهر 1388

نوع مطلب :آموزش نویسندگی، 
نویسنده :M D

قسمت اول:زاویه دید (نظرگاه)
----------------------------
این مبحث را با یك پرسش شروع میكنیم ! آیا میدانید نخستین مسئلهای كه نویسنده به هنگام شروع داستان با آن مواجه میشود ، چه میباشد ؟ 

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید--->>>


ادامه مطلب

جمعه 17 مهر 1388

مقدمه:هنر دیدن

جمعه 17 مهر 1388

نوع مطلب :آموزش نویسندگی، 
نویسنده :M D

مقدمه:هنر دیدن
------------------- 

نوشتن كار بیهودهای است اگر در ابتدای امر هنر دیدن جهان ، به منزله یك داستان بالقوه به ذهن متبادر نشود.( ولادیمیرناباكوف )

برای آنكه بتوانیم خوب بنویسیم ...

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید--->>>


ادامه مطلب