نمیگم بار گران بودیم و رفتیم / نمیگم نامهربان بودیم و رفتیم/ آخه اینها دلیل محکمی نیست/میگم با دیگران بودیم و رفتیم
پنجشنبه 10 دی 1388
پنجشنبه 10 دی 1388
یکشنبه 6 دی 1388
دوشنبه 23 آذر 1388
کسی که در عشقش شکست خورده
کسی که ور شکست شده
کسی که از زندگی خیر ندیده
کسی که بدجوری روش فشار اومده
کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببینه
و خلاصه هر کسی که یه جورایی به آخر خط رسیده
افراد بالا، به هرحال مستقیم به جهنم میرن، ولی خدا همشون رو رحمت کنه
شما جزو كدامیك از دستههای بالا هستید؟
اگه هستید ادامه مطلب رو بخونید و گرنه یه دسته جدید برای خودتون ببازید و بعد بقیه شو بخونید
حالا فرض میکنیم: طرف تنها میاد توی یه اتاق و در رو قفل میكنه و عزمشو برای خودکش جزم میكنه. به دور برش نگاه میكنه و این وسایل رو میبینه
طناب
سیخ کباب
کبریت آغشته به بنزین
قرض دیاز پام
آمپول هوای تهران
دندون مصنوعی حاج خانمشون
لوله گاز
پاکت نایلون
چاقوی میوه بری
نخ کاموایی
سوزن لحاف دوزی
تیغ ریش تراشی مصرف شده
مرگ موش
خب... برای شروع بد نیست
ولی نظرتون رو به یه موضوع مهم ولی پیش پا افتاده، جلب میكنم: «تصویر و قیافه و دیسیپلین شما بعد از مردن خیلی مهمه
فرض کنید درب اتاق شما رو میشکنن و شما رو در حالتی پیدا میکنن که از یه طناب از سقف آویزونید و دارید مثل پاندول ساعت تاب میخورید و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتیول از دهنتون آویزونه و صورتتون سیاه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شیمیایی شلوارتون هم خیسه
نه... خودتون جای تماشاگرا باشین، حالتون بهم نمیخوره؟ احساس انزجار بهتون دست نمیده؟
قیافه شما بعد از خودکشی باید از همیشه معصومانه تر... از همیشه زیباتر و از همیشه دوست داشتنیتر باشه تا دل همه حسابی بسوزه
با این حساب، دور حلق آویز کردن... خودسوزی... و خفهگی با گاز رو خط بگیرید
یه بنده خدایی از دوستان، خیلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش یه ابتکاره
ایشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای دیگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد
فقط بدی کارش این بود که هیچکس بعد از مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بیرون نکشید... چون به هر حال کار کثیفیه. حالا خودتون قضاوت کنید. این خودکشی ترحم کسی رو بر می انگیزه؟
یا اونایی که روی سرشون نایلون میکشن و دور گردنشون روی نایلون رو با طناب میبندن و یا اونایی که خودشون رو جلوی ماشین میندازن و له میشن... اینا همشون دیوونهان
خودکشی ایدهآل خودکشی است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثیرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و باشه
ژاپونیها یه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به این صورت که یه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سینه فرو میکنن توی قلبشون. البته این کار یه کم درد داره. یه جورایی حس می کنید که توی سینه تون آب جوش داره قل میزنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بدیش اینه که حتما میمیرید
در صورتی که خودکشی وقتی خوبه که شما نمیرید
اول خوب فکراتونو بکنین بعد خودتونو بکشید
یه موضوع مهم توی خودکشی، پشیمونی دیرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسایی که خودشون رو میکشن، وسط یا آخر کار پشیمون میشن و این در حالیه که هیچ راهی برای برگشت نیست. یه یارویی برای خودکشی یه تیکه پارچه رو گلوله میکنه و فرو میکنه توی حلقش و با ته گوشکوب میده بره پایین ولی همون لحظه پشیمون میشه و این درحالیه که داره خفه میشه... یارو میدوه بیرون و از شدت عجله از روی پلههای آپارتمان پرت میشه پایین و میمیره... و جالب اینکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگی
نکته مهم دیگه اینه که مدت خود کشی نباید زیاد طولانی باشه
مثلا فرض کنید در نوع رگ زدن خیلی طول میکشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمین و لباساتون رو هم در نظر بگیرید
یا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بمیرید بلکه خونه و بقیه رو هم بفرستید روی هوا
پس عاقلانه تر رفتار کنید
تا حالا به چند نتیجه مهم رسیدیم كه سعی كنید در خودكشی حتما این نكات را مدنظر قرار دهید
زمان خودکشی رو درست انتخاب کنید. (بهترین موقع بعد از ظهر ساعت شش
مبادا بعد از خودکشی از ریخت و قیافه بیفتید
بهترین لباستونو تنتون کنید
حتما یه یادداشت بذارید و علت خودکشی رو شرح بدید و انگشت هم بزنید
خواهشا زیاد کثیف کاری نکنید
موقع خودکشی لبخند بزنید تا لبخند روی لبتون باقی بمونه
لطفا چشاتونو باز نذارید چون خیلی وحشتناکه
یه بسته دستمال کاغذی حتما روی میزتون باشه
اتاقتونو قبل از خودکشی مرتب کنید. (پلیسا ببینن خوب نیست
رد انگشتتونو همه جا بمالید تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتید
یه جوری خودکشی کنید که دوباره بشه زنده تون کرد
دلیلتون برای خودکشی قانع کننده باشه
برای مسایل عشقی خودکشی کردن کار الاغاست... بلانسبت شما
قبل از خودکشی حتما یه فال حافظ بگیرید
قبل از خودکشی استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک یادتون نره
بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشی
اگه توی دستتون یه گل سرخ باشه صحنه خیلی رمانتیکتر و رویاییتر به نظر میاد و اشک آور تره
در اتاق رو حتما قفل کنید که جریان هیجان انگیزتر باشه
قبل از خودکشی حتما گریه کنید . صورتتون اشک آلود باشه
خودتونو برای رفتن به جهنم رفتن آماده کنید
حالا جدید ترین و راحت ترین روشهای خودکشی
برای جنس نرینه
«استفاده از جوراب»
تخت خواب رو آماده کنید
تمام تن و سرتونو ببرید زیر پتو
خیلی آروم نوک انگشتاتونو از زیر پتو بیرون بیارید و جوراباتونو ببرید زیر پتو
هیچ راه نفوذی برای هوا نذارید
یک ساعت بعد... شما مردید
خدا رحمتتون کنه
برای جنس مادینه
« سوء استفاده از موش»
تخت خواب رو مرتب کنید
برید زیر پتو
اتاق حتما کاملا تاریک و ساکت باشه
حالا چشماتونو ببندید و فرض کنید یه موش خوشگل داره روی تنتون راه میره
خواهش میکنم جیغ نزنید و بدون سر و صدا از وحشت زیاد بمیرید
مرسی
توی جهنم میبینمتون
یه جور خودکشی که بیشتر بین شکموها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه. این نوع خودکشی خیلی حال داره چون حداقل گشنه نمیمیری! و خوبی مهم ترش اینه که به سر منزل مقصود هم نمیرسی و معمولا زنده میمونی. نمونهاش اینكه: یه بنده خدایی که با سیتا قرص دیازپام خودکشی کرد و دور و بریها به هوای اینکه مرده خاکش كردند و یارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد ودید: ای دل غافل... همه جا سیاهه و یه موش هم داره انگشت پاشو میجوه. زنده بگوری خداییش وحشتناکه
یکشنبه 8 آذر 1388
دیده ام سوی دیار تو و در کف تو
از تو دیگر نه پیامی نه نشانی
نه به ره پرتو مهتاب امیدی
نه به دل سایه ای از راز نهانی
دشت تف کرده و بر خویش ندیده
نم نم بوسه ء باران بهاران
جاده ای گم شده در دامن ظلمت
خالی از ضربهء پاهای سواران
تو به کس مهر نبندی ، مگر آندم
که ز خود رفته، در آغوش تو باشد
لیک چون حلقهء بازو بگشایی
نیک دانم که فراموش تو باشد
کیست آنکس که ترا برق نگاهش
می کشد سوخته لب در خم راهی ؟
یا در آن خلوت جادوئی خامش
دستش افروخته فانوس گناهی
تو به من دل نسپردی که چو آتش
پیکرت را ز عطش سوخته بودم
من که در مکتب رویائی زهره
رسم افسونگری آموخته بودم
بر تو چون ساحل آغوش گشادم
در دلم بود که دلدار تو باشم
«وای بر من که ندانستم از اول»
«روزی آید که دل آزار تو باشم»
بعد از این از تو دگر هیچ نخواهم
نه درودی، نه پیامی، نه نشانی
ره خود گیرم و ره بر تو گشایم
زآنکه دیگر تو نه آنی، تو نه آنی
یکشنبه 10 آبان 1388

The mouse who roared
موشی که غرید
کارگردان:کارل فورمن
با بازی پیتر سلرز
موشی که غرید یک کمدی سیاسی جذاب و خوش ساخت در هنگامهی جنگ سرد و بازی موش و گربهی هستهای دو بلوک شرق و غرب است. این فیلم خیلی فیلم پر خرجی نبوده و البته خیلی هم نام آور نیست. خود من هم دیویدی آن را خیلی شانسی دیدم و به خاطر علاقهی شخصیام به پیتر سلرز خریدم. اما الان معتقدم که یکی از زیباترین کمدیهای سیاسی تاریخ سینمای جهان و البته یکی از خندهدارترین فیلمهایی است که دیدهام.
در قلب اروپا تنها یک کشور انگلیسی زبان به نام «فنویک بزرگ (Grand Fenwick)» وجود دارد. این کشور تقریبا به اندازهی یک پارک بزرگ است که توسط یک جنگجوی انگلیسی مستقل شده و همهی مردم این کشور از نسل او هستند. ما در فیلم مجسمهی او را میبینیم - که در واقع تصویری از پیتر سلرز است- سیستم حکومتی این کشور مشروطه است و دوشس بزرگ گلوریانای دوازدهم (پیتر سلرز) بر این مملکت حکومت میکند.
صدر اعظم هم کنت مونتجوی (پیتر سلرز) است که ریاست مجلس مشورتی را همخ بر عهده دارد. در این مجلس ده-دوازده نفره حتی فراکسیون و حزب مخالف هم وجود دارد. این کشور یک فرمانده ارتش هم دارد به نام تولی باسکومب (باز هم پیتر سلرز) که فردی دست و پاچلفتی و نزدیک بین با حفظ سمت شکاربان کشور هم هست. ارتش(!) این کشور هم از ده- دوازده نفر از جوانان جان بر کف این کشور تشکیل شده که زره و کلاه خود بر تن دارند و سلاح رسمی آنها تیر و کمان است. منبع درآمد این کشور، تولید و صادرات نوشیدنی (مثلا دوغ) استحصال شده از باغ انگور این کشور به امریکاست.
داستان از آنجا شروع میشود که در امریکا نوشیدنی گراند فنویک تقلبی تولید شده و صادرات به امریکا قطع شده است. کنت مونتجوی پیشنهاد میکند که به امریکا اعلان جنگ شود و استدلال میکند که گراند فنویک قطعا در این جنگ میبازد و کشور بازنده مشمول کمکهای انساندوستانهی امریکا میشود. به همین منظور ارتش گراند فنویک با فرماندهی تولی باسکومب از کشور خارج شده و پس از سوار شدن به اتوبوس و کشتی به امریکا حمله میکند... .
میدانم که خیلی خلاصهی داستان را زیادی نوشتم اما این متن تنها شامل ابتدای فیلم میشد. امیدوارم خودتان حدس زده باشید که با چه فاجعهای طرف خواهید شد. به هر حال، مثل هر فیلم خوب دیگری، حیف است که این یکی را هم از دست بدهید.
چهارشنبه 29 مهر 1388
دوشنبه 20 مهر 1388
یکشنبه 19 مهر 1388
عوامل پیشنهادی:
كارگردان: كار گروهی، به اضافه بداههپردازی اضافه
مدیر فیلمبرداری: استاد نورچشمیان با تشكر از همكاری صمیمانه كوجی زادوری
تهیهكننده: برادر كیسهساز
موزیك: سرجیو شبخیز
بازیگران: همه قبلیها به اضافه محمدرضا گلزار، نادیا دلدار، حسین پرستار و... مهناز افشار
به ادامه ی مطلب مراجعه کنید --->>>
شنبه 18 مهر 1388
نگاهی به اثر مرشد و مارگریتا نوشته میخائیل بولگاكف
شیطان گوته و شیطان بولگاكف
مثل یك بازی، میتوان تاس شخصیتها را به هوا انداخت و یكی را انتخاب كرد. چرا كه هركدام از شخصیتهای رمان برای خود، رمانی عریض و طویلاند. من اما از میان شخصیتها ابلیس را انتخاب كردم

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید--->>>
شنبه 18 مهر 1388
جمعه 17 مهر 1388
اصطلاحات به كار گرفته شده در این داستان ساختار ویژه ای را توصیف می كنند؛ اصطلاحاتی چون «پله های غژغژكننده و تاریك»، «پاگرد كم نور»، «نوشته مبهم» ارائه كننده چیز اسرارآمیزی هستند؛ چیزی كه كاملاً قابل اطمینان نیست و شاید گمراه كننده است. این اصطلاحات، توصیف كننده كیفیت مكان ها در شركت ها و اتحادیه های شهر چینی های نیویورك است.
جمعه 17 مهر 1388
جمعه 17 مهر 1388

جمعه 17 مهر 1388

جمعه 17 مهر 1388
جمعه 17 مهر 1388
جمعه 17 مهر 1388
جمعه 17 مهر 1388
جمعه 17 مهر 1388
جمعه 17 مهر 1388
جمعه 17 مهر 1388